بسم الله الرحمن الرحیم
گفتاری درباره ماه مبارک رجب
رجب ماه هفتم از سال قمری است که مُضر نیز میگویند به سبب احترامی که آن قبیله به آن ماه قائل بودند و در اسلام رجب از ماههای حرام به شمار آمده است، بدین خاطر آن را رجب الفرد گویند، زیرا سه ماه از ماههای حرام به هم پیوستهاند و این ماه از آنها جدا و فرد است.(1)
از ثوبان غلام پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده که گفت: ما جمعی در خدمت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بجایی میرفتیم عبورمان به گورستانی افتاد، حضرت اندکی در میان قبرها بایستاد و سپس به راه افتاد. من عرض کردم توقف شما در قبرستان به چه خاطر بود؟ حضرت سخت گریه کرد و ما نیز محزون و گریه کردیم، سپس فرمود: ای ثوبان اینان در قبرهایشان معذّبند آنچنان که من ناله آنها را شنیدم و دلم به حالشان به رحم آمد و از خدا خواستم عذابشان را تخفیف دهد و خداوند اجابت فرمود و اگر اینها در ماه رجب روزه گرفته بودند، در قبرهایشان عذاب نمیشدند. عرض کردم: یا رسول اللّه روزه و عبادت در ماه رجب از عذاب قبر ایمنی میدهد؟ فرمود: آری سوگند به آنکه مرا به حق فرستاد هر مرد و زن مسلمانی که یک روز از رجب را روزه بدارد و یک شب آن را به عبادت برخیزد و جز رضای خدا نظری نداشته باشد عبادت هزار سال در نامه عملش ثبت گردد که روزهایش را روزه و شبهایش را به عبادت گذرانده باشد و...(7)
از امام صادق(علیه السّلام) آمده که هر کس در روز اول رجب امام حسین(علیه السّلام) را زیارت کند حتما آمرزیده گردد. بزنطی گوید: از حضرت رضا(علیه السّلام) پرسیدم: شما در چه ماهی امام حسین(علیه السّلام) را زیارت میکنید؟ فرمود: در نیمه رجب و نیمه شعبان. از ابان بن تغلب معنی «العجب ثم العجب بین الجمادی و الرجب» را پرسیدند گفت: ملاقات زندههاست «در زمان رجعت» با مردگان.(8)
در حدیث آمده که پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: رجب ماه خداست کسی که یک روز از این ماه را روزه بگیرد موجب خشنودی خدا گردد و غضب الهی از او دور شود و دری از درهای جهنّم به روی او بسته شود و نیز فرمود: رجب نام جویی است در بهشت از عسل شیرینتر و از برف سفیدتر هر که در این ماه یک روز، روزه بگیرد از آن جوی به او آب دهند.(9)
شیخ صدوق از سالم روایت کرده که میگفت: در اواخر ماه رجب حضور امام صادق(علیه السّلام) رسیدم به من فرمود: آیا روزه ماه رجب را گرفتهای؟ گفتم: نه! حضرت فرمود: واللّهای سالم آن قدر ثواب از تو فوت شده است که اندازه آن را به غیر خدا کسی نمیداند زیرا این ماهی است که خدای متعال بر ماههای دیگر فضیلت و برتری داده و حرمتش را بزرگ شمرده، روزه را در آن گرامی داشته سپس فرمود: ای سالم هر کس یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد در امنیّت و آسایش خواهد بود از شدت سکرات مرگ و وحشت بعد از مرگ و نیز از عذاب قبر و هر کس دو روز آخر این ماه را روزه بدارد از صراط به آسانی میگذرد و از ترس و هراس قیامت و شدت آن نهراسد و از جهنم برائت جوید و سپس حضرت فرمود: هر کس نتواند روزه بگیرد چندبار سبحان اللّه بگوید.(10)
به هر حال اعمال و دعاهای زیادی در ماه رجب سفارش و توصیه شده که برای امور دنیایی و رهایی از مشکلات آخرتی انسان مفید است.
یکی از چیزهایی که در ماه رجب پسندیده است دعا است، که مرحوم مجلسی و حاج شیخ عباس قمی آنها را در موارد مختلف گزارش کردهاند. از جمله این دعاها که بسیار هم سفارش شده است سید بن طاووس از محمد بن ذکوان که این مرد آن قدر در حال سجده گریه کرد که نابینا شد میگوید: به حضرت امام صادق(علیه السّلام) گفتم لطفاً برای ماه رجب مرا دعایی تعلیم دهید که از طرف خدای متعال به وسیله آن سود ببرم حضرت فرمود:در تعقیب نمازهای صبح و شام هر روز این ماه این دعا را بخوان: «یا من ارجوه لکلّ خیر و آمن سخطه عند کلّ شر یا من یعطی الکثیر بالقلیل یا من یعطی من سئله یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحنّنا منه و رحمة اعطنی بمسئلتی ایّاک جمیع خیر الدّنیا و جمیع خیر الآخرة و اصرف عنّی بمسئلتی ایّاک جمیع شرّ الدّنیا و شرّ الآخرة فأنّه غیر منقوصٍ ما اعطیت وزدنی من فضلک یا کریم، ای آنکه در هر چیزی به تو امید دارم و از خشمش در هر تسرّی و بدی ایمن هستم، ای آنکه در برابر اندک بسیار عطا کند، ای آنکه به هر کس که بخواهد عطاهای بسیار نماید، ای آنکه به کسی که از او چیزی نخواهد و کسیکه از راه مهرورزی و رحتمش او را نشناسد عطا میکند، خواهشی که از تو دارم همه خیر دنیا و همه خوبیهای آخرت را به من عطا کن، درخواست دیگرم از تو این است که بدیهای دنیا و بدی آخرت را از من دور کنی زیرا کاسته نشود هر آنچه عطا کنی و برای من از فضل و بخشش خودت بیفزا ای با کرامت.»
التماس دعا از تمامی مومنین و مومنات
بسم الله الرحمن الرحیم
گفتاری درباره ماه مبارک رجب
رجب ماه هفتم از سال قمری است که مُضر نیز میگویند به سبب احترامی که آن قبیله به آن ماه قائل بودند و در اسلام رجب از ماههای حرام به شمار آمده است، بدین خاطر آن را رجب الفرد گویند، زیرا سه ماه از ماههای حرام به هم پیوستهاند و این ماه از آنها جدا و فرد است.(1)
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشندهای مهربان است.(5) امام صادق(علیه السّلام) فرمود: روزه بیست و هفتم رجب را از دست مده که آن روزی است که مقام نبوّت به محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) داده شد و ثواب آن برای شما به اندازه ثواب شصت ماه است.(6)
از ثوبان غلام پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده که گفت: ما جمعی در خدمت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بجایی میرفتیم عبورمان به گورستانی افتاد، حضرت اندکی در میان قبرها بایستاد و سپس به راه افتاد. من عرض کردم توقف شما در قبرستان به چه خاطر بود؟ حضرت سخت گریه کرد و ما نیز محزون و گریه کردیم، سپس فرمود: ای ثوبان اینان در قبرهایشان معذّبند آنچنان که من ناله آنها را شنیدم و دلم به حالشان به رحم آمد و از خدا خواستم عذابشان را تخفیف دهد و خداوند اجابت فرمود و اگر اینها در ماه رجب روزه گرفته بودند، در قبرهایشان عذاب نمیشدند. عرض کردم: یا رسول اللّه روزه و عبادت در ماه رجب از عذاب قبر ایمنی میدهد؟ فرمود: آری سوگند به آنکه مرا به حق فرستاد هر مرد و زن مسلمانی که یک روز از رجب را روزه بدارد و یک شب آن را به عبادت برخیزد و جز رضای خدا نظری نداشته باشد عبادت هزار سال در نامه عملش ثبت گردد که روزهایش را روزه و شبهایش را به عبادت گذرانده باشد و...(7)
از امام صادق(علیه السّلام) آمده که هر کس در روز اول رجب امام حسین(علیه السّلام) را زیارت کند حتما آمرزیده گردد. بزنطی گوید: از حضرت رضا(علیه السّلام) پرسیدم: شما در چه ماهی امام حسین(علیه السّلام) را زیارت میکنید؟ فرمود: در نیمه رجب و نیمه شعبان. از ابان بن تغلب معنی «العجب ثم العجب بین الجمادی و الرجب» را پرسیدند گفت: ملاقات زندههاست «در زمان رجعت» با مردگان.(8)
در حدیث آمده که پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: رجب ماه خداست کسی که یک روز از این ماه را روزه بگیرد موجب خشنودی خدا گردد و غضب الهی از او دور شود و دری از درهای جهنّم به روی او بسته شود و نیز فرمود: رجب نام جویی است در بهشت از عسل شیرینتر و از برف سفیدتر هر که در این ماه یک روز، روزه بگیرد از آن جوی به او آب دهند.(9)
شیخ صدوق از سالم روایت کرده که میگفت: در اواخر ماه رجب حضور امام صادق(علیه السّلام) رسیدم به من فرمود: آیا روزه ماه رجب را گرفتهای؟ گفتم: نه! حضرت فرمود: واللّهای سالم آن قدر ثواب از تو فوت شده است که اندازه آن را به غیر خدا کسی نمیداند زیرا این ماهی است که خدای متعال بر ماههای دیگر فضیلت و برتری داده و حرمتش را بزرگ شمرده، روزه را در آن گرامی داشته سپس فرمود: ای سالم هر کس یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد در امنیّت و آسایش خواهد بود از شدت سکرات مرگ و وحشت بعد از مرگ و نیز از عذاب قبر و هر کس دو روز آخر این ماه را روزه بدارد از صراط به آسانی میگذرد و از ترس و هراس قیامت و شدت آن نهراسد و از جهنم برائت جوید و سپس حضرت فرمود: هر کس نتواند روزه بگیرد چندبار سبحان اللّه بگوید.(10)
به هر حال اعمال و دعاهای زیادی در ماه رجب سفارش و توصیه شده که برای امور دنیایی و رهایی از مشکلات آخرتی انسان مفید است.
ادامه مطلب...
بسبم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک مرجع بزرگ شیعه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامظله:
با سلام؛
اخیراً در بعضی از مساجد، نماز جماعت به امامت غیر روحانی تشکیل میشود و مأمومین به ایشان اقتدا مینمایند. بفرمایید آیا این کار از نظر شرع مقدّس جایز است؟
با تشکر/جمعی از نمازگزاران
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
علیکم السلام و رحمةالله
حکم اصل مسأله، جواز است؛ حتی اقتدای روحانی و مجتهد به غیر مجتهد و روحانی؛ و شرط امام جماعت، ایمان و عدالت، و اگر مأمومین مرد یا مختلط از مرد و زن باشند ذکورت است.
اما در جماعت مساجد، با توجه به اینکه نماز، خلف عالم، ثوابش به اضعاف مضاعف بیشتر است، و سیره بر این مستقرّ شده که ائمه جماعات در این سنگر مقدس، تبلیغ دین و احکام، و بیان حلال و حرام و ارشاد عوام، و امر به معروف و نهی از منکر و دفع شبهات مینمایند، عنوان بزرگی شده است که در اصلاح جامعه و پیشبرد سیاستهای اسلامی و دعوت به خیر، نقش حیاتی دارد، و در زمان ما بعض روشنفکرنماها، علماء را مانع از نیل به مقاصد سوء خود میدانند، و جماعت با غیر روحانی و غیر ملبّس را ترویج مینمایند. باید همان سیره سلف را که سنگر نماز جماعت همیشه با امامت علماء و روحانیون برقرار بود حفظ شود. مبادا کجاندیشان در این سنتها رخنه ایجاد نمایند. البته به طور اتفاق، اگر امام روحانی راتب، معذور از حضور شد، اقتداء به غیر روحانی، با شرایط بیاشکال و صحیح است والله العالم.
لطف الله صافی/ 4جمادی الثانیة 1433
به نام خدای ستارالعیوب
سلام به تمامی دوستان عزیزم
می خواهم ماجرای امروزم را برای شما تعریف کنم:
دیشب حاج آقای حمیدوند (صاحبخانه 84-86 در قم ) بهم زنگ زد و گفت : آقای خوش! می تونی فردا بیایی خونه مون.گفتم: إن شاءالله خیره!
گفت :آره می خواهم پسرم آقا مجتبی را جمعه عقد کنیم ،تو بیا صیغه عقد موقتش رو بخون.
گفتم به روی چشم میام.
ساعت چهار بعدازظهر روز جمعه شد زنگ زد و گفت: آقای خوش فراموش نکنی! خونه مون منتظرند و من هم از اینکه مجلس عقد خونه پسر هست خیلی تعجب کردم.
خلاصه ، جلوی دَرِ خونه دیدم حاج خانم ایستاده و منتظر من که برم خطبه عقد رو شروع کنم . وارد اتاق که شدم دیدم خانم ها با چادر مشکی و نقاب گرفته روی مبل و زمین نشسته و یک سفره خیلی بزرگ هم پهن که البته داخل سفره وسایل و اضافاتی بود و اضافه سفره هم روش گذاشتند.
تعجب کردم که چرا مجلس اینجوریه ! بدون سر و صدا ! این سفره دیگه چیه! که ناگهان حاج خانم اومد و بهش گفتم حاج خانم! آقای حمیدوند کجاست؟
فرمودند: بیرون هستند. گفتم : پدر داماد باید باشه!!
حاج خانم دوباره گفت: آقای خوش! ما سفره حضرت عباس داریم شما هم باید برای ما روضه بخونید. إن شاءالله مجلس عقد هفته دیگه هست. من تا این
جمله رو شنیدم به پیشانی ام زدم و گفتم : ای وای! حاج خانم! آقای حمیدوند گفت :مجلس عقده و من هم اومدم نه مجلس روضه!!
اومدم از اتاق بیرون .زنگ زدم به دوستم آقا سیدجابر سجادی و ازش شماره رفیق طلبه ام آقای فرهاد صمدائی را گرفتم و بهش گفتم فرهاد می تونی مجلس روضه بخونی. گفت: آره اما کی بخونم؟
گفتم :الآن. گفت :الآن نه، زودتر می گفتی و من مونده بودم که چکار کنم که گفتم راهی نیست باید خودم بخونم .
خدا پدر دامادم رو بیامرزه که برادرش حاج حسین در گوشی همراهم نرم افزار سوگنامه محرم رو ریخت و من گفتم زیارت عاشورا بیاورید،آوردند و من با دعای امام زمان علیه السلام ،زیارت رو شروع و در بین آن هم روضه و سپس کمی هم سینه زنی خواندم و مجلس رو تمام کردم(ناگفته نمونه که من در بین دعا خوندن یاد ماجرا می افتادم ،یواشکی خنده ام می گرفت، ولی جلوی خنده رو می گرفتم که من آومدم خطبه عقد بخونم ، ولی روضه حضرت عباس علیه السلام می خونم.
آمدم بیرون و برای آقای حمیدوند زنگ زدم و ماجرا را براش تعریف کردم که مرد حسابی مجلس عقد کجا و مجلس روضه کجا!!!
بنده خدا کلی خندید و من هم کلی خندیدم . ولی خدا رو شکر که عنایت حضرت عباس علیه السلام مجلس رو خوب به اتمام رسوند.
داستان امروز ما هم این چنین بود و ماجرا را برای دوستم آقا صادق طالبی مازندرانی که اهل قلم هم هست، تعریف کردم فرمودند:در وبلاگتان این مطلب را بنویسید:« آمدیم خطبه عقد بخونیم ، روضه حضرت عباس علیه السلام خوندیم.»
التماس دعا
به من گفت: طاهر! میخواهم خانمم را بیاورم تهران و یک خرید بکنم چه میگویی؟!
گفتم: مرد حسابی، این که چیزی نیست خانمت را بیاور خانه ما. خانم شما مثل خواهر من است و خانم من هم خواهر شماوهر چند که دوستان میآمدند منزل ما، بنده خدا خانم برای همه دوستانم احترام و ارزش قائل بود و مثل یک خواهر از آنان پذیرایی میکردند، و طلبهها هم با چشم
پاک و با حُجب و حیا وارد منزل ما میشدند و شام یا ناهار میخوردند و رحمت و زحمت مینمودند.
بعد از مدتی او دست خانمش را گرفت و آورد به منزل ما در مشیریه، فکر کنم یکی دو شب ماندند و خرید کردند و سپس رفتند. از آن به بعد دوستیمان با عبدالحسین روز به روز بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه من به قم منتقل شدم و عبدالحسین هم به قم آمد.
در آنجا به مدرسه امام سجاد علیهالسلام که روبروی کوچه حضرت علامه حسن زاده آملی بود و ما چند بار هم خدمت ایشان میرسیدیم، ثبت نام کردیم و این طوری بود که من و حاج مجید ماشینچیان و مرحوم عبدالحسین در یک کلاس و در پایه هفتم درس را شروع کردیم.
یادش بخیر چه روزهایی بود. اما ای کاش اصلاً رفیق نمیشدیم که بعدها به ما تهمتهای دیگری نمیزدند، ای کاش... عبدالحسین عروسی کرد. قرار بر این شد که اثاث منزل را به قم بیاورد. دنبال خونه گشت. یک خونهای را پیدا کرد در طبقه دوّم در نیروگاه – 20 متری زاد کوچه 16.
یادم میآید آن شب اثاث را با خاور به قم منتقل کردند. اثاث را جابجا کردیم. شام منزلمان الویه بود که خانمم مقدمات آن را درست کرد البته حاج مجید ماشینچیان هم زحمت درست کردن آن را کشید. حاج مجید اومد دستهایش را شست و با دست مشغول به هم زدن الویه بود که یک نفر از خانمها تا این صحنه را دید، آن شب به هیچ عنوان الویه نخورد و نخورد و نخورد.
(خاطرات ادامه دارد....)
بعد از چند لحظه یک پیکان گرفتیم. خوشحال شدیم که حالا ما یازده نفر سوار ماشین شده، به منزل برویم؛ امّا چشم شما بد نبیند، خودِ راننده چاق بود و به اندازه دو نفر وزن داشت. هر طوری بود ما یازده نفر به زور سوار ماشین و روی پای هم نشستیم و به منزلمان که در مشیریه (بالاتر از سه راه افسریه بود) رسیدیم.
آن شب، شب خاطره، شب تا صبح بیدار ماندن و درد و دل با بچهها و بازی کردن فوتبال در منزل بود. یادش بخیر. البته غیر این ایام منزلی هم در جوار ابوذر تهران خ پیروزی داشتم که در آنجا مستأجر بودم. عید غدیر که هنوز، تا امسال هم پابرجا است ، دارم. که در آن سال چهارم حوزه مجلس باشکوهی گرفتم که دوستانم از جمله، حاج مجید ماشینچیان، مرحوم عبدالحسین، سید جواد حسینی و ... حضور داشتند.
عبدالحسین در آن روز هم آمده بود، نماز جماعت خواندیم، ولی زیاد با هم صمیمی به آن صورت نبودیم؛ گرچه سال بعد – سال پنجم حوزه – مثل یک برادر شده بودیم.
در بعضی وقتها به اتاق و حجره درسی او میرفتم، در مدرسه امام رضا علیهالسلام یک دوره مکالمه کلاس عربی گذاشته بودند که خود مرحوم، من و ... شرکت میکردیم. من مال آن مدرسه نبودم امّا چون دوستان من در مدرسه امام رضا علیهالسلام بودند، مدیر مدرسه آقای قاسمی اجازه میدادند که از تمامی امکانات مدرسه استفاده کنم و من هم نهایت استفاده و بهره را میبردم.
عبدالحسین در آن روز هم آمده بود، نماز جماعت خواندیم، ولی زیاد با هم صمیمی به آن صورت نبودیم؛ گرچه سال بعد – سال پنجم حوزه – مثل یک برادر شده بودیم.
در بعضی وقتها به اتاق و حجره درسی او میرفتم، در مدرسه امام رضا علیهالسلام یک دوره مکالمه کلاس عربی گذاشته بودند که خود مرحوم، من و ... شرکت میکردیم. من مال آن مدرسه نبودم امّا چون دوستان من در مدرسه امام رضا علیهالسلام بودند، مدیر مدرسه آقای قاسمی اجازه میدادند که از تمامی امکانات مدرسه استفاده کنم و من هم نهایت استفاده و بهره را میبردم.
سال پنجم حوزه یا ششم حوزه بود که عبدالحسین گفت دارم ازدواج میکنم و ما خوشحال از اینکه یک طلبه به جمع ما اضافه میشد. او ازدواج کرد. با دختر خانمی از همشهری خود، که بسیار دوستش میداشت و این ارتباط دوطرفه بود. لیلی و مجنون هم بودند. به عبدالحسین گفتم می خواهی چکار کنی حالا که عقد بستی، نامزد شدی تهران میمانی یا نه؟ گفت: میخواهم بروم قم.
به نام خدا به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهر خوش، کار نگارش داستانهایی از زندگی امیرالمومنین علی(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسین(ع)، حضرت زینب(س)، حضرت عباس(ع)، امام رضا(ع) و امام زمان (عج) را به پایان رسانده است. |
به نام خدای هنر آفرین 8 اسفند 1390 ساعت 23:52 نگارش 30 داستان کودکانه با موضوع «ادب» طاهر خوش، نگارش مجموعه داستانهای با موضوع ادب را به پایان رساند و این داستانها را برای انتشار نشر «زبرجد»قم سپرد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهر خوش برای این مجموعه 30 داستان کودک با موضوع ادب نوشته است. |
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام به تمامی دوستان عزیز و مهربانم متن حاضر مصاحبه خبرگزاری محترم ایبنا با این طلبه کوچک است که در تاریخ 15 آذر ماه سال 90 در شهرستان بستک از استان هرمزگان شده است و اما شرح ماوقع:
نویسنده مجموعه کتابهای «کودکان کربلا» میگوید: ادبیات عاشورایی باید مفاهیمی را به کودکان و نوجوانان منتقل کند که ذوق و شوق جهاد را در آنان به وجود بیاورد. «طاهر خوش» طلبهای دست به قلم است و کتابهایی با موضوع مذهبی برای بزرگسالان و کودکان نوشته است. یکی از این کتابها با عنوان «پرسشهای شما، پاسخهای امام رضا(ع)» در سال 88 به عنوان کتاب سال در حوزه دین برگزیده شد._
نویسنده مجموعه کتابهای «کودکان کربلا» در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره این اثر توضیح داد: مجموعه «کودکان کربلا» نخستین اثری است که نقش و حضور کودکان را در این واقعه تاریخی برای مخاطبان کودک بازگو میکند. این کتاب توسط متولیان حرم اباعبداللهعلیه اسلام در کربلا به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه در حال ترجمه است و قرار است مجموعه انیمیشینی نیز از روی این داستانها تولید شود.
«طاهر خوش» درباره اختصاصات کتابش گفت: یکی از ویژگیهای این مجموعه این است که در آن، داستانها |